|
قسمتهای قبلی چالشهای دولت دهم :قسمت اول و قسمت دوم
6-استفاده ابزاری از دین
فلسفهی انتظار در همهی ادیان به گونهای وجود دارد.اما ترویج خرافه به ویژه در سالهای اخیر باعث وهن فرهنگ دین باوری در جامعه شده است.استفاده از عباراتی نظیر تایید نمایندگان مجلس هفتم توسط امام زمان(عج) برای خارج کردن رقیب از میدان فعالیتهای سیاسی و بعد از مدتی توجه به فرجام برخی از آنها و فراخوانی به محاکم قضایی یا درگیریهای پنهان و پیدای متعدد با رئیس دولت نهم ـ که ادعاهایی شبیه به همان جمله نیز به ایشان منسوب میگردد ـ فقط باعث بی اعتقادی جامعه به مقدسات میشود.
وقتی فرآیند انتخاباتی به امضای امام معصوم(ع) متصل شود، برای اثبات چهرههای اصولگرا از انواع تهمت آن هم در پوشش دین استفاده شود یا برای توجیه فعالیتها یا حتی ناکارآمدیها از دین مایه گذاشته شود انتظاری جز وضع موجود اشتباه است.وضعیتی که در آن از یک طرف با ترویج خرافه پرستی، پنهان کردن چهرهی رحمانی دین، نشان دادن ظاهری خشونت آمیز از آن، آسمانی کردن مسائل زمینی و هزینه کردن از مقدسات دین مواجه هستیم و از طرف دیگر با دین گریزی یا حتی دین ستیزی.
7-اطلاع رسانی
علیرغم تاکید و تصریح قانون اساسی و همینطور آموزههای بانی انقلاب مبنی بر به رسمیت شناختن و تقویت احزاب اما عملا از نهادینه شدن، سازمان دهی سیاسی و شکل گیری احزاب قدرتمند و فراگیر که ایفاگر نقش واسط و ناظر جامعه و حاکمیت باشند خبری نیست.
در چنین شرایطی دموکراسی توده وار ایران بیش از هر چیز از طریق قدرت رسانهای قابل تنظیم و مدیریت خواهد بود.از طرفی تحقیقات نشان میدهد 70% افکار عمومی، قالبهای نظری و رفتاری خویش را از رسانهی ملی اتخاذ میکنند.
با توجه به جایگاه رسانهی ملی در قانون اساسی و لزوم بیطرفی عملا آنچه مشاهده میشود چندان با آنچه باید باشد سازگاری ندارد.به عنوان یک مثال میتوان به نقش رسانهی ملی در بزرگنمایی کوچکترین مشکلات دولت اصلاحات و دفاع همه جانبه از دولت فعلی اشاره داشت.بنابراین آنچه در این زمینه لازم به نظر میرسد ایجاد رسانههای تصویری خصوصی یا امکان در اختیار گرفتن بخشی از برنامههای رسانهی ملی توسط دولت دهم میباشد.
پیشنهاد مطالعه:
چندی پیش جناب فرهاد پور سخنان دکتر سروش در باب عقل ستیزی انقلابها را به نقد کشید.پاسخ دکتر سروش را اینجا بخوانید.
روزنامهی اعتماد در صفحهی حوادث شمارهی امروز خود _ چهارشنبه 22 آبان 87_ گزارشی داشت از قتل دختر 11 ساله به دست پدر معتادش.دو نکته در این گزارش جالب بود:
1- اعتراف پدر معتاد مبنی بر قتل دختر 11 سالهاش
پدر، چند سال قبل از همسرش جدا شده و تلاش داشته حضانت دخترش را _ که به حکم قانون در اختیار مادرش بوده_ به عهده بگیرد.چندی بعد مادر فوت میکند و دختر، منزل مادر بزرگش را سر پناه مییابد.پدر در بین وسایل دختر چند سی دی پیدا میکند که ظاهرا در مجالس مختلف رقصیده است.به همین دلیل _ لطفا دقت کنید:به دلیل رقصیدن دختر 11 ساله در یک مجلس_ پدر تصمیم میگیرد دخترش را با تفنگ شکاری به قتل برساند ولی به هر دلیل نامعلومی آن زمان منصرف شده و نهایتا غروب روز دوشنبه با هر ترفندی دخترش را از خانه ی مادر بزرگ به خانه ی خودش برده و با آتش زدن دخترش تصمیمش را عملی میسازد.به گونهای که بازپرس پرونده، این جنایت را یکی از فجیعترین جنایتهای امسال قلمداد میکند.
2- نامهی بازپرس پرونده به سرپرست دادسرای جنایی
بازپرس پرونده در این نامه با ذکر موارد متعدد فرزندکشی در سال جاری خواهان انعکاس موضوع به رئیس قوهی قضائیه برای اصلاح قانون و اخذ تصمیمات قضایی لازم برای پیشگیری از این قبیل حوادث شده است.ایشان ذکر کرده است که شاید مبانی فقهی مبتنی بر قصاص نشدن پدر در زمان قتل فرزند، غیر قابل تغییر باشد ولی مجازات تعزیری متهمان باید افزایش یابد چرا که مجازات 3 تا 10 سال زندان بازدارندگی لازم را ندارد.
پی نوشت:
وقتی نوشتن مقالات انتقادی از دولت باعث مرگ یک نشریه میشود، وقتی سخنرانی انتقادی از کوچکترین اجزای نظام باعث مجازاتهای زندان میشود _ صرف نظر از شکنجههای ادعایی بازداشت شدگان، وقتی اراذل و اوبش آنگونه با طناب و آفتابه به گردن در خیابانها چرخانده میشوند، وقتی مجازات اعدام برای افراد زیر 18 سال هم اعمال میشود_ ظاهرا با بخشنامهی رئیس قوهی قضائیه قرار شده فعلا انجام نشود، وقتی قرار است دوربینهای مدار بسته سطح معابر عمومی را کنترل کنند، وقتی با جرائم سیاسی آنگونه سخت گیرانه برخورد میشود، وقتی... به نظر شما مجازات 3 تا 10 سال زندان برای پدری که فرزندش را کشته زیادی مهربانانه نیست؟و اصولا این مهربانی قرار است فقط شامل پدران قاتل باشد؟
در ادامه ی نوشته ی قبلی درباره ی چالشهای دولت دهم در این پست به سایر چالشها می پردازیم:
۳- برنامه ریزی و ساختارستیزی
احساس عدم نیاز به خدمات کارشناسی و مشاورهای در تصمیم سازیها و تصمیم گیریها باعث کنار گذاشتن برنامهی چهارم، سند چشم انداز و انحلال سازمان مدیریت(نهاد 50 سالهی برنامه ریز کشور) و منحل نمودن 18 مرجع تصمیم گیر نظیر شورای پول و اعتبار و بالاخره اختلال در نظام برنامه ریزی و اجرایی کشور و بروز تصمیمات خلق الساعه شده است.تغییرات پیاپی وزیران و مدیران در این سه ساله گویای این نکته است.
۴- تحقیر ملی و تهدید سرمایههای اجتماعی
طرد اندیشمندان،بازنشسته کردن تعداد زیادی از اساتید با تجربه،کاغذ پاره انگاشتن مدارک تحصیلی،ادعای مشارکت در مدیریت جهان و اصلاح وضع مردم دنیا از یک سو و معرفی کشور به عنوان مدینهی فاضله از سوی دیگر و در حالیکه مردم با واقعیتهای موجود از قبیل رتبهی اول تورم در خاورمیانه،بیکاری،خاموشی برق و قطعی گاز،اختلال در نظام کنکور،بانکها،مشکلات عدیدهی واحدهای تولیدی و کشاورزی،سخت گیری و توهین در مبادی ورودی کشور و ... روبرو هستند باعث ایجاد احساس تحقیر در شهروندان میشود.
همچنین میتوان صدور قطعنامههای پی در پی شورای امنیت علیه ایران و تحریمهای مختلف بانکها و شرکتهای ایرانی،حتی خودداری از چاپ مقالات علمی دانشمندان ایرانی،بروز مشکلات فراوان در تحصیل دانشجویان برخی رشتهها در کشورهای اروپایی یا نحوهی برخورد با ایرانیان مقیم خارج از کشور و یا حتی توریست و موارد زیاد دیگری را به عوامل مذکور اضافه نمود.
علاوه بر مطلب فوق و در حالیکه اعتماد عمومی یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی هر حکومتی است،طی سه سال گذشته و تحت تاثیر گفتمان متغیر و ناپایدار دولت نهم و جریان اصولگرایی،عنصر صداقت دولتمردان و اعتماد عمومی به آنان به پایین ترین سطح خویش کاهش پبدا کرده است.
کافی است به آخرین آمار و گزارشات رئیس دولت نهم به رهبر انقلاب و تطبیق آن با معیارهای سنجش این نوع گزارشات با استفاده از شاخصهای اعلام شده از سوی بانک مرکزی توجه کنیم.
۵- امنیت
یکی از مهمترین کارکردهای هر نظام سیاسی برقراری نظم و امنیت عمومی در جامعه است.استقرار حکومت و برقراری نظم و امنیت لازم و ملزوم یکدیگرند به گونه ای که بخش قابل توجهی از سنجش کارآمدی هر نظام سیاسی به میزان توفیقش در برقراری نظم و امنیت بستگی دارد.
هر چند دسترسی حکومت به ابزار و لوازم مورد نیاز برقراری نظم و امنیت ( چه سخت افزاری وچه نرم افزاری) عامل موثری است اما مهم ترین شرط موفقیت دولتها مقبولیت آنهاست که با توانایی متقاعد کنندگی متولیان حکومت بستگی مستقیم دارد.در حقیقت اعتبار و وجاهت مراجع و نهادهای امنیتی نزد افکار عمومی بالاترین سهم را در تحقق این مهم دارد.با توجه به حضور وزیر کشور در راس شورای امنیت کشور و سکان داری هدایت راهبردی نظام امنیتی داخلی به نظر میرسد ایشان باید از بین چهرههای معتبر سیاسی برخاسته باشد تا بتواند این راسالت را محقق نماید.
از طرفی حضور تعداد زیاد نظامیان در عرصهی تصمیم گیری و مدیریت سیاسی کشور،تصور غلبه پیدا کردن نگرشهای سخت افزاری نظامی در مدیریت سیاسی ـ امنیتی کشور را ایجاد میکند.
سلام جناب بیژن خان نوباوه
وقتی تصویرتان را در صحن علنی مجلسی که می گویند خانه ی ملت است، دیدم و دیدم که چگونه با آن وضعیت جسمی تلاش می کنید فریاد بزنید تا مردمی که به شما رای دادند _ یا رای داده شدند(!) _ باور کنند که آنجا نمایندگان چندان بی خاصیت نیستند و امر از بالا بعضی وقتها هم کارکردش را از دست می دهد نمی دانم چرا ولی یاد پدر دکتر زهرا بنی یعقوب افتادم.
تو ـ ببخشید شماـ که در مورد مدارک جعلی وزیر اینقدر دقت داشتید که تا تقلبی بودن لیسانش را هم پیگیری کنید حتما می دانید بنی یعقوب کیست.حتما به یاد می آورید که را می گویم.همان خانم دکتری که علیرغم داشتن معافیت،برای خدمت به مردمش،طرحش را در مناطق محروم انتحاب کرد و در پارکی در شهر همدان به جرم همراهی با نامزدش امر به معروف شد.فقط ترکشهای این امر به معروف آنقدر سنگین بود که جانش را در زندان گرفت.و البته به قول مسئولین که حتما با این جناب کردان فرق دارند و راست می گویند ـ چرا که اگر دورغ می گفتند حتما باز هم رگ گردن شما برافروخته می شد و پشت تربیون خانه ی ملت داد می زدید ـ در زندان خود کشی نمود.البته سوتفاهم پیش نیاید.آنجا داروی نظافت نبود ولی مثل اینکه وسایل دیگری برای کشتن ـ باز هم ببخشید همان خودکشی منظورم بود ـ پیدا شده بود.
آن پدر برای مرگ مشکوک دخترش فریاد می زند و شاید یادش می آید آن تلاش هایش برای استقرار نظامی که حالا اینگونه برای منّت تداوم زندگی اش به سکوت دعوتش می کند و سرپوش گذاشتن بر مرگ دخترش و شما اینگونه فریاد می زنید و شاید یادتان می آید آن شبهای حمله و شیمیایی و ... و سکوتی که حالا به آن دعوت شدید ولی آگاهانه آن را شکستید.
آن شکنجه های نظام سابق،بنی یعقوبِ پدر را خفه نکرد و همینطور ماجرای کشتن دخترش و آن گازهای شیمیایی هم شما را از حرکت باز نداشت و صد شکر که آن وعده های رنگارنگ قبل از استیضاح هم نتوانست شما را خفه کند.امیدوارم که فریادتان فقط در همین حد باقی نماند ...
پیشنهاد مطالعه:آیت الله جوادی آملی: علم فعلی دانشگاهها یک لاشه مرده و سکولار است
- سلام . چطوری ؟ راستی انتخابات چه خبر؟
. فعلاً مثل اینکه اوباما جلوتره .
- جدی. آخ جون خدا کنه برنده شه حالا چند چندن؟
. اوباما 51 درصد مک کین 44 درصد.
- من اوباما رو خیلی دوست دارم. خیلی متشخصه.
. آره خوش تیپ هم هست.
- میگن دموکراتها بهتر از جمهوری خواه هان. جمهوری خواه ها وحشین.
. ولی معاون مک کین خیلی خوشگله. اسمش چی بود؟ آهان پیلین. دختر شایسته هم بوده .
- آره خیلی هم خوش تیپه. ولی زن اوباما اصلاً قشنگ نیست.
. آره. البته طفلک ازش عکسای بدی هم گرفتن.
- ولی اگه اوباما هم یه معاون زن خوشگل انتخاب می کرد بیشتر رای میاورد.
.
.
.
* آقا مجلس به کردان رای نداد؟
- ببین... کردان کیه؟
. منم نمی دونم.حالا کی هست؟
پی نوشت۱: ممنون دوست خوبی هستم که این مطلب را ارسال نمود.
پی نوشت۲: فاصله بین تهمت به خاتمی در ماجرای کارناوال شادی عصر عاشورای76 تا رسوایی عصر14 آبان 87 (استیضاح کردان)..."لطف حق با تو مدارها کند، چونکه از حد بگذرد رسوا کند."برای مطالعه ی بیشتر به این وبلاگ مراجعه کنید.
مقدمه
مطالعهی گزارشهای رسمی اقتصادی و شاخصهای عملکردی دولت و سایر متولیان کشور گویای این واقعیت است که علیرغم در اختیار داشتن بیش از 200 میلیارد دلار درآمد نفتی و فراهم بودن تمام زمینههای حمایتی از دولت نهم، میزان پیشرفت سند چشم انداز که باید حدود 25% باشد ، محقق نشده است.
علاوه بر عدم تحقق اهداف توسعه در عرصه های اقتصادی، در سایر بخشها نیز با سیمای تهدیدآمیزی روبرو هستیم.
در این یادداشت سعی خواهد شد به برخی از چالشهای پیش روی دولت دهم(دولت بعدی) که باعث بروز شکاف دولت– مردم شده و تهدیدی برای مقبولیت آن خواهد بود، پرداخته شود.البته ذکر این نکته ضروری است که فرض این نوشته ، روی کار آمدن دولت اصلاحات است وگرنه بعید است برای دولتی دیگر،موارد ذیل چالش تلقی شود.
1- معیشت
اصول گرایان در آستانهی انتخابات مجلس هفتم با طرح شعارهای معیشت محور و حملات تند به دولت اصلاحات،تثبیت قیمتها و رونق اقتصادی را وعده دادند.با استقرار دولت نهم نیز بر طبل وعدههای بیشتر اقتصادی کوبیده شد و با بزرگنمایی حتی مشکلات جزئی و مقصر دانستن دولتهای قبلی وعدهی بهبود وضعیت مردم با رساترین شکل ممکن اعلام شد.
اما آنچه در عمل اتفاق افتاد_علیرغم داشتن 200 میلیارد دلار درآمد نفتی در سه سالهی اول که از 8 سال دولت اصلاحات نیز بیشتر میباشد_افزایش حجم نقدینگی از حدود 68 هزار میلیارد تومان به 168 هزار میلیارد تومان ،نرخ تورم از 12% به %29 و بیکاری از10.3% به12 % بود.
نه تنها معیشت مردم آنچنان که وعده داده شده بود محقق نشده بلکه افزایش بی سابقهی نارضایتی مردم از دولت از طریق شبکه های غیر رسمی در جامعه مشهود است که گاهی با مقایسهی قیمتها در سال 84 با سال 87 آنرا به شکست سیاست اقتصادی دولت تلقی میکند.به نظر میرسد آنچه اندیشمندان اقتصادی کشور اعلام داشتهاند یعنی توقف سیاستهای تورم زا و روند موجود که مبتنی بر عدالت توزیعی آن هم بصورت ناقص و غیر علمی است، یکی از راههای برون رفت از این وضعیت باشد.
2-ناکارآمدی
پروژهی حاکمیت یک دست به بهانهی سرعت بخشیدن به حل مشکلات باعث حذف کامل ظرفیتهای مدیریتی کشور طی سه سال گذشته شد.نتایج این فرآیند به گونهای است که امروزه اعمال سیاستهای فاقد برنامه و غلبه روزمرگی بر تصمیمات، به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. حتی اظهارت محافل غیر رسمی گویای آن است که مشکلات فعلی ریشه در این مورد دارد.
اتخاذ این سیاست نه تنها رضایت زود هنگام اولیه را تداوم نداد بلکه اعتقاد به ناکارآمدی مدیران را به عنوان باور عمومی در جامعه ایجاد کرد.مقایسهی وضعیت علمی و اجرایی مدیران دولتهای قبلی و فعلی گویای این نکته است.به عنوان یک مثال خیلی ساده:
مقایسهی سوابق اجرایی و مدیریتی وزیر نفت دولت قبلی و وزیر نفت فعلی که دردورههای قبلی بیشتر مسئولیت حراست در سازمانهای مختلف را داشته است.
مقایسهی سوابق اجرایی و مدیریتی وزیر صنایع دولت قبلی با وزیر فعلی که سابقهی مدیریت فروشگاههای زنجیرهای رفاه اردبیل را داشته است.
اگر گرایش به مدیریت جوان در اوائل انقلاب و به دلایل مختلف قابل توجیه بود بی شک بعد از گذشت 30 سال این ادعا کارکرد خود را از دست داده و گرایش به سمت مدیران با تجربه امری بدیهی به نظر میرسد.
پی نوشت:دست خیال در پرشین : با یک شعر به روزم
" اغلب فکر میکنیم چون خیلی گرفتاریم به خدا نمیرسیم اما واقعیت این است که چون به خدا نمیرسیم خیلی گرفتاریم. "

بخشی از نامه ی آیت الله خمینی در پاسخ به اعتراض آقای قدیری در مورد شطرنج(برای خواندن کامل به وبلاگ دکتر بوترابی مراجعه کنید.):
آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.
پی نوشت : دست خیال در پرشین: با شعری به روزم.
۱-موجودی صندوق ذخیره ی ارزی حدود ۷ میلیارد دلار است که البته برای ۱۵ میلیاردش قول قبلی داده شده است.به عبارت دیگر موجودی برابر است با منفی ۸ میلیارد.چند روز قبل هم دکتر حسن روحانی گفته بود مو جودی صندوق ذخیره ی ارزی باید ۱۵۰ میلیارد باشد که در حال حاضر خالی است.
۲- با توجه به روند نزولی قیمت نفت، طرح تحول اقتصادی یا همان پرداخت پول ماهیانه، فعلا منتفی است.از آنجایی که برای تغییر این روند، به ملتهب شدن شدید فضای جهانی نیاز است هیچ بعید نیست که میرزا قشنگ دوباره شروع کند به صحبتهای تند و تیز درباره ی هولوکاست و حق مسلم و براندازی فلان و بهمان و ...
بدون ارتباط: راستی در خاطر شریف هست که در ریاضیات، مبحثی بود درباره ی عدم حل شدن یک معادله با چند مجهول یا دستگاهی که تعداد مجهولات از معادلت بیشتر باشد؟درست مانند این معادله که: حق مسلم ماست، قطعنامه های شورای امنیت کاغذ پاره هستند، در راه مقاومت مقابل استکبار جهانی بالاخره باید سختیها را تحمل کرد، التماس به آمریکا برای برقراری رابطه، اعلام دوستی با اسرائیل، فعال کردن لابی هوشنگ امیر احمدی برای راه اندازی دفتر در ایران، فرستادن نهانی اسفندیار خان مشایی به نیویورک و ...
* بخشی از صحبتهای میر حسین موسوی در دیدار با هادی خانیکی ـ به نقل از سایت آریا نیوز:
وي مدعي شد اوضاع انتخابات خراب است و در مجمع تشخيص مصلحت هم دكتر حداد عادل، دكتر ولايتي، ناطق نوري و توكلي نگران هستند. اين چند ماه آخر آقاي احمدينژاد براي فرار از طوفان، طوفاني برپا ميكند و برنامه دارد و ميخواهد كارهايي انجام دهد.
* یشنهاد مطالعه: خطر اصلاح طلبان مرعوب
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|