|
این روزها بحث داغ اصلاح طلبان _ طیف وسیعی که از سنتی تا پیشرو، تحولخواه، مدرن و اسمهای فراوان دیگر را شامل میشود_ دربارهی نامزد نهایی انتخابات ریاست جمهوری آتی است.بهویژه پس از اظهار نظر خاتمی دربارهی کاندیدا شدن قطعی خودش یا میرحسین، این بحث داغتر هم شده است.در این بین ذکر چند نکته را خالی از فایده نمیدانم:
1- هر کسی _ چه خاتمی، میرحسین یا نوری و ..._ کاندیدا شود و از پروسه ی هفت خوانِ رستمِ انتخابات عبور کند، رای بیاورد و رایش اعلام شود تازه اول مشکلات آتی خواهد بود : توقف روند نزولی وضعیت ایران از لحاظ اقتصادی و فرهنگی و تلاش برای تنش زدایی در روابط بین المللی که شواهد متعددی گویای وضعیت به شدت ملتهب آن است و تازه پس از آن ترسیم مسیر رشد و تعالی آینده.
2- یادمان باشد این شخص،اسطوره، رهبر اپوزیسیون یا ... نیست؛ رئیس جمهور اسلامی ایران خواهد بود آنهم در چارچوب وظایف محدود در قانون اساسی و با وجود گروههای پیدا و پنهان فشار و دستهای غیبی و ... .از هیچ کاندیدایی توقع بیش از حد معمول نداشته باشیم تا نه دچار شور احساسی مانند خرداد 76 شویم و پس از آن یاسی همانند عبور از خاتمی.
3- اگر معتقدیم کشور به یک اصلاحات ( نه به مفهوم یک طیف سیاسی خاص بلکه به معنی کلی آن یعنی رفورم) نیاز دارد و نه انقلاب، یادمان باشد این حرکت اصلاحی همانند شور انقلابی نیست بلکه تعقل، تدبر، صبر و تلاش مداوم را میطلبد آن هم نه فقط از طرف رئیس جمهور بلکه همه باید در این تلاش سهیم باشیم؛ نه اینکه حداکثر تلاشمان نوشتن نامی روی برگهی رای باشد، بیرون گود بایستیم و فریاد برآوریم لنگش کن.نگاهی به تاریخ پر فراز و نشیب حرکتهای اصلاحی ایران از امیرکبیر گرفته تا مصدق و ... گویای همین مدعاست که تا دنبال معجزه باشیم و شوالیهای که از راه برسد و مشکلات را برایمان حل کند ، وضعیت همین خواهد بود.
پی نوشت: دربارهی لزوم حضور در انتخابات آتی و همینطور حمایت از نامزد نهایی ائتلاف اصلاح طلبان، بعدا خواهم نوشت.
1- بعد از جریان هاله ی نور و تعیین زمان ظهور امام زمان و ده ها مورد اینچنینی ظاهرا حالا نوبت حضرت یوسف شده است:
* یکی می گوید: بسیاری از مخاطبان با دیدن یوزارسیف در سریال یوسف پیامبر(ع) یاد احمدی نژاد و راهش و دشمنی های مخالفانش می افتند. اگر حوصله ی خواندن داشتید اینجا را کلیک نمایید.
* دیگری میگوید: هر چند این بار یوزارسیف انقلاب اسلامی ما کوتاه قد است و سیمای لاله گون ندارد ولی هم اوست که راهش را درست انتخاب کرده است. اگر حوصله خواندن داشتید اینجار کلیک نمایید
2- جهت اطلاع طرفداران سینه چاک غزه:
60 شیعه در آستانه سربریدن در عربستان سعودی (پیشنهاد می کنم مطالعه نمایید.)
1- حدود دو هفته قبل جمعیت مادران صلح و کانون مدافعان حقوق بشر در محکومیت رفتار اسرائیل بیانیه صادر میکنند.
2- یک هفته پس از صدور این بیانیه ها، گروه فشار به دفتر و منزل شیرین عبادی حمله میکند که: چرا از بهایی ها و زندانیان دفاع می کنید و درباره غزه ساکت نشسته اید؟
۳- روزنامهی کارگزاران به دلیل انتشار بخشی از بیانیه دفتر تحکیم وحدت _ که منتقد سیاست فعلی دولت درباره فلسطین بود و نه مدافع اسرائیل_ تعطیل میشود.آن هم با این توجیه که: آن دو جمله 60 سال جنایت اسرائیل را تطهیر می کند.
۴- گروه فشار، به تجمع کنندگان گروه «مادران صلح» که در اعتراض به حوادث غزه مقابل سفارت فلسطین تجمع کرده بودند، حمله ور می شود.
۵- به نهضت آزادی جهت برگزاری نشستی برای سخن گفتن علیه جنایات اسرائیل مجوز نمی دهند.
با احترام به تمام نامزدها، یا من یا میرحسین موسوی حتما کاندیدا خواهیم شد.
وقتهایی که به رابطهی خودم و خدا شک میکنم این شعر خیلی به دردم میخوره حتی به عنوان یک مرهم موقت یا دلخوشکُنک.

چندی پیش شعر زیر را که از سروده های جناب مهدی فرجی است، در وبلاگ یکی از دوستان دیدم که بی مناسبت با این روزها نیست:
پــــــــدرم گوش کن بهانه نگیر و غــــــــــرور مـــــــرا نشانه نگیر
از دلــــــــــم با تو حرفــها دارم حــــرف از روح کــــــربـــــــلا دارم
پدرم حرف نسل ما چیزیست که شبیه شعـــار نسل تو نیست
پـــــدرم فکـــــرتان بلـند نبـــود کــــربـــلاتـــــان جوان پسند نبود
همهی کـربلا که ماتم نیسـت قصـــه و غصـهی دمــادم نیسـت
کـــربـــــلا حــرف دیـگـری دارد بـه وصـــال خـــــــــــــدا دری دارد
حـرف امـروز حـرف دیـروز است خون به شمشیر ظلم پیروز است
پس چرا غـم سوار فکر شماسـت کشته شد وا حسین ذکر شماست
پـس چـه شـد آفــتاب پیــروزی پس چه شد آن همه ستم سوزی
که اگر کشته شد حسین چه باک خـــــون بـرای ادای دیـن چـه بـاک
فکر کن کــــربــلا چرا زیباســت پرچـم دیــــــن هنوز پا برجـاسـت
چه کســی این پیام را فهمیـد؟ " آی شمشیــــــــرها فـرود آییـد "
او خودش خواست یک صدا بشود که بـرای خــــــــــــــدا فـدا بشود
گفت آن مظـــــــــهر شکیبایـی که نـدیـدم به غیـر زیبایــــــــــــی
پس تـو و من چـــــرا نمیبینیم دیــــدنــیهــاش را نمـــیبینیــم
روضه خوب است اشک می آرد بوی سقـــــــا و مشـــک می آرد
تو کفایت ولی به ایـــــن کردی شد به اصــل پیــــــــام بر گردی؟
پـــــــــدرم گوش کن بهانه نگیر و غــرور مرا نشــــــــــــــانه نگیر
حرف امروز نسل من این است که عزا بی شناخت توهین است
سگ نه، یار حســين میمانیم و کنار حســــــــــــــین میمانیم
کربلا زینبـــــــی و بس زیباست استقامت پیام عاشــــــــوراست
پس چرا آفتاب پبـــــــــــــــروزی پشت ابر کلیشـــــــه میسوزی
پی نوشت:
باز هم شنیده ها حاکی از نتایج نظرسنجی حزب کارگزاران درباره ی انتخبات ریاست جمهوری پیش رو به شرح ذیل است:
۱- مشارکت مردم ۴۹٪
۲- در صورت وجود دو گزینه خاتمی و احمدی نژاد به ترتیب: ۵۷.۵٪ و ۲۷.۵٪
۳-در صورت وجود سه گزینه خاتمی و احمدی نژاد و کروبی به ترتیب: ۵۵٪ و ۲۳٪ و ۹٪
۱- ظاهرا شنیده ها حاکی از آن است که ستاد تخریب خاتمی تشکیل شده و در راس آن یکی از مسئولین یکی از جناح های راست سنتی و قدیمی بازار و یکی از مدیران یکی از خودروسازی های بزرگ قرار دارند.
۲- انتقادهای تند کرباسچی از خاتمی و حمایتش از کروبی را اینجا بخوانید.به عنوان مثال:
"وی در ادامه با مقایسه خاتمی و کروبی پرداخته و گفته است: آقای خاتمی برای حل معضلی، برای شهردار یا وزیر که هیچ ، برای برادرشان هم شاید حاضر نباشد از کسی خواهش کند."
ظاهرا ایشان فراموش کرده اند با نامه و تلاش خاتمی بود که از زندان آزاد شدند.راستی این را هم اضافه کنید که بحث معاون اولی جناب کرباسچی در کابینه ی احتمالی جناب کروبی هم مطرح است.
چند شبیست شبکهی دو سیمای ملی(!) برنامهای پخش میکند با مضمون مصاحبه و نقل خاطرات از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب.جالب آنکه با حضور آنها در زندان کمیتهی ضد خرابکاریِ آن زمان که حالا موزه شده به این خاطرات رنگ و بوی جالبی میدهد.
در آنهمه ظلم آن رژيم که شکی نیست.شنیدن این خاطرات آنهم از زبان برخی شخصیتهای موجه هم واقعا دردآور است اما نمیدانم چرا همزمان با دیدن این برنامه یاد خاطرات شکنجههای شهردارانِ زمان کرباسچی افتادم و آن جلسهی غیر علنی مجلس... یاد خاطرات احمد باطبی از کانال صدای آ.م.ر.ی.ک.ا... خاطرات علی افشاری... خاطرات مهندس سحابی و ... یعنی باید منتظر موزهی بعدی هم باشیم؟
هيچ شکي نيست که:
دولت اسرائيل يکي از دولتهاي تروريست جهان است.جنايتهاي اين دولت قابل اغماض نيست. جنايتهاي اخيرش در غزه واقعا وحشيگري به تمام معناست. با عزمی جهاني باید به جنايات اين دولت پايان داد .
اما:
1- وقتي ايران بارها و بارها به حمايت مالي و نظامي از حماس متهم شده و حماس هم به وابستگی به ايران، وقتي نه فقط دولتهاي عربي که حتي گروههاي داخلي فلسطين هم به وحدتی نرسيدهاند، وقتي آنگونه که گفته ميشود مردم فلسطين چندان دیدگاه مساعدي نسبت به ايران ندارند_ مردم لبنان را که شاهد بودهام_ اینگونه حمايتهاي ايران که دو نمونه اش را در لینکهای ذیل می بینید نهايتا به نفع فلسطين خواهد بود یا ضررش:
2- اگر قرار است مادر همهی مظلومين باشیم چرا جنايتهای ديگر در ساير نقاط دنيا را فراموش ميکنیم؟هنگام جنگ روسيه در چچن خواب بودیم یا ارزش دوستی با روسیه بیشتر بود؟ از کشورهاي آفريقايي که یک روز در ميان دچار کودتا و جنگ و ... هستند چه خبر؟فشار حکومت بحرین بر شيعيان چه شد؟سخت گيري دولت مالزی بر گروههاي شيعه چه؟...
3- لطفا اشتباه نشود؛نه وابسته به صهیونیستها هستم و نه مدافعشان که اين رژيم را یکي از جانیترين حکومتها میدانم و برای این تنفرم ريشههاي تاريخي دارم اما صادق باشيم: حمايتِ ما از فلسطين به خاطر خودِ فلسطين است یا منافع ما؟بهتر نيست مقاومت و مظلوميت فلسطين را اینگونه ضايع نکنيم یا حداقل با روشي بهتر و جامعتر دفاع کنيم؟
آقای هاشمی رفسنجانی در اظهارات روز چهار شنبه در مشهد و همچنین در جمع اعضاي شوراي مرکزي خدمتگزاران سازندگي عبارات صریح و نسبتا تندی را بکاربردند مبنی بر اینکه :
* هوشیاری عموم مردم در زمینه ابزارهای فریبکاری یا انحرافات احتمالی در انتخابات ضروری است.
* در صورت عدم توجه به این امر مهم مسیر حکومت اسلامی به مسیری خارج از راه خود خواهد رفت و عواقب این اشتباه به گردن عموم ملت است.
* برای برگزاری یک انتخابات پاک و بدون مشکل باید از ورود ابزارهای فریبکاری در این عرصه ممانعت کرد.
* تاکيد بر سلامت انتخابات و هشدار نسبت به دستکاري در آراي مردم.
* اگر مردم کوتاهي کنند، خيلي زود نتيجه اين کوتاهي خود را مي بينند که همان منتهي شدن به استبداد است.
* اگر ناظران و مسوولان برگزاري انتخابات راي مردم را ضايع کنند و اعلام قيموميت کنند و نگذارند آنچه که مردم مي خواهند اعلام شود، اين کار خيانت و مستوجب عذاب الهي است.
* حتي اگر بر اساس مصلحت برخي بگويند اين فرد نبايد انتخاب شود، اشتباه است و منتهي به استبداد مي شود و اين اتفاق شومي خواهد بود.
با توجه به اینکه صحبتهای به این صراحت و شفافیت در مورد انتخابات و دستکاری در آرای مردم از سوی آقای هاشمی تقریبا نادر است یا حداقل با سیاست محافظه کارانه ی ایشان در مقام سخنرانی در جمع مردم چندان سازگار نیست،قاعدتا این سئوال مطرح میشود که: " مگر قرار است چه اتفاقی روی دهد؟"
برای مطالعهی خبر کامل میتوانید به سایت شهاب نیوز مراجعه کنید.
روز جمعه که برای دیدن آخرین فيلم حاتمی کيا _ دعوت_ به اتفاق دختر خواهرم به سینما فرهنگ میرفتم صحنههای جالبی از طرح انضباط اجتماعی دیدم _ البته به اسمش مطمئن نیستم بس که این روزها ترافیک طرح داریم_ که جذابیت عجیبی داشت: یگان ویژه با فاصلههایی نه چندان زیاد در کنار خیابان شریعتی، برخوردهای آنچنانی و از همه جالبتر فضایی که ناخودآگاه آدم را به یاد حکومت نظامی یا مقابله با شورشهایی نظیر انقلاب فرانسه میانداخت_مگر قرار است اتفاقی بیفتد؟
طنز تلخ ماجرا اما روبروی سینما فرهنگ بود.سربازی با لباس یگان ویژه و کاور طرح انضباط که با سوتهای پی در پی در دو طرف خیابان و با حرکات سریع و عجیب و غریب_ به عبارتی ژانگولر وار _ و انرژی بی پایان حتی اجازهی توقف هم به خودروها در محدودهی سینما نمیداد و جالب آنکه وقتی آدم زرنگی جناب سروان یا سرهنگ خطابش کرد مجوز پارک کردن هم پیدا کرد.با کادر سینما که صحبت کردم فهمیدم این ماجرا، داستان هر روز است.حیف که بلیط خریده بودم وگرنه ترجیح میدادم آن فیلم زنده را که حاوی نتایج مثبت طرح انضباط اجتماعی بود ببینم.
پی نوشت:
۱- اسلامی که مردم را قبول ندارد و برای آنها حق قائل نیست، اسلام نیست
صحبتهای خاتمی درباره نگرانی از تفسیرهای عجیب سخنان رهبر را در لينک بالا بخوانید.
۲- احساس پیری در جوانی هم داستانیست غریب.مثل وقتی که در ماشین، کنار دست دختر خواهرم نشسته بودم و رانندگی اش را تماشا می کردم.نمی دانم به بزرگ شدنش می اندیشیدم یا به پیر شدن خودم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|