تبليغاتX
دست خیال
  header
 

  ۱- به بهانه­ي سال جديد:

  رهروان خسته را احساس خواهم داد
  ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
  نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت
  لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
  سُهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
  چشم ها را باز خواهم کرد
  خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد
  دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
  نغمه ها را در زبان چشم خواهم کاشت
  گوش ها را باز خواهم کرد
  آفتاب دیگری در آسمان لحظه خواهم کاشت
  لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
  سوی خورشیدی دگر پرواز خواهم کرد

   " خسرو گلسرخی"

 

 

 

 

 

۲- به بهانه­ي سالروز ملي شدن صنعت نفت:

 چقدر زود آمدي اي مََرد

 هرچند اين سال­ها هم كه مي­آمدي

 باز هم مي­گفتم چقدر زود آمده­اي اي مَرد

 مگر نمي­بيني چگونه داشته­هامان را بر باد مي­دهيم

 

 

 

 

 پي­نوشت:

براي همه­ي دوستان، سال خوبي را آرزومندم و اميدوارم سال جديد سالي سرشار از خوبي و كاميابي باشد.از تمام دوستاني كه فرصت نمي­كنم به وبلاگشان مهمان شده و سال جديد را تبريك بگويم صميمانه پوزش مي­طلبم.

  نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 12:12  توسط  دست خیال  | 
 

خاتمي آمد به خاطر مردم و فعلا رفته به خاطر مردم.هر چند حضور اخلاق در تصمیم اخیرش موج می زند ـ چیزی که در مسئولان این دهه ها به ندرت دیده شده و تازه ترینش را در روش اعلام حضور عزیزی دیدیم که تصور بهتری از او داشتیم ـ اما انصرافش فقط و فقط دلايل اخلاقي ندارد بلکه دلایل سیاسی آن هم به وضوح قابل تشخیص است.

سعي كنيم به جاي گفتار و رفتار احساسي، بياموزيم آنچه خاتمي با تمام توان سعي دارد به ما بياموزاند:

كه اخلاق را پاس داريم، بدانيم قدرت به هر بهايي ارزش ندارد، قدرت طلبي در هر لباسي كه باشد مذموم است، حفظ وحدت مردم و حركت با برنامه و منسجم راه پيروزي اصلاحات است.

اين چند خط را نوشتم تا اداي دِيني باشد به اويي كه با همه­ي وجودش تلاش كرده اخلاق را به جامعه و سیاست بازگرداند.این خداحافظی فقط در قامت کاندیداست ـ آن هم فعلا و در این شرایط و نه در روزهاي آتي ـ وگرنه  کار ما که تمامی ندارد؛موجیم که آسودگی ما عدم ماست....

متن بیانیه ی انصراف خاتمی:من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم

مرتبط:

  نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 11:29  توسط  دست خیال 

همانگونه كه دوستانِ آشنا با اين وبلاگ مي­دانند بنا به دلايل فراوان منطقي، حامي خاتمي در انتخابات آتي هستم و با پرهيز از هرگونه نقاب و ژست مستقلي كه در پسِ آن شديدترين رفتارهاي سياسي موج مي­زند و بدون ترس از منسوب شدن به حزب­­گرايي ، بارها و بارها اين حمايت را اعلام كرده و توقف يا كند شدن حركت متحجرانه­ي اقتدارگرايي را در گرو آن مي­دانم.اما مساله­اي كه اين روزها جلوه­اي تازه پيدا كرده:

در ايجاد شدن شرايط انتخاباتي جديد كه چند روز قبل و بلافاصله پس از پايان سفر خاتمي به سه استان كشور و استقبال بي­نظير مردم شاهد بوديم، شخص خاتمي نقشي نداشته و در حال ترميم اثرات به جا مانده از نقش برخي دوستان_!_ مي­باشد.به نظر مي­رسد اگر خاتمي با توجه به شرايط جديد تصميم بگيرد از حضور در عرصه­ي انتخابات انصراف دهد_البته نه به نفع فردي خاص كه به نفع مردم_ قطعا دلايل آنرا تا آنجا كه قابل بيان باشد، اعلام خواهد كرد.در آن صورت به جاي برخورد احساسي، نثار كردن انواع نسبت­ها و تهمت­ها و دنبال مقصر گشتن شايد بهتر باشد سعي كنيم با دقت بيشتر به دست­هاي غيبي و قدرت­هاي فراقانوني و بازيگردانان اين بازي كثيف، دلايل خاتمي را درك كرده و به منافع بلندمدت اصلاحات و به تبع آن ايران توجه داشته باشيم.

اميدوارم باور داشته باشيم ورود خاتمي به عرصه­ي انتخابات و همينطور در صورت احتمال، انصرافش _ كه البته هنوز قطعي نيست_ نه به خاطر منافع شخصي و حكومتي كه براي مردم بوده است.تدبير خاتمي براي بررسي بيشتر شرايط و ورود ديرهنگامش به اين عرصه و همينطور تدبيرش در اين روزها براي بررسي شرايط جديد و جلوگيري از ايجاد تشتت و تشويش در جامعه و بروز شائبه­ي قدرت طلبي و در نهايت از بين رفتن همين اصلاحات نيم­بندِ باقيمانده، ترجيح منافع مردم بر منافع شخصي­اش را به خوبي جلوه­گر مي­نمايد.

بررسي نقش بازي­خوردگان سياست اقتدارگرايان بماند براي فرصتي كه پس از ۲۲خرداد ۸۸ مهيا خواهد شد.

 

پي­نوشت:

۱- ظاهرا بعد از جلسه­ي سه ساعته خاتمي و موسوي و در پي نپذيرفتن نظر اجماعي_ انجام تبليغات و نهايتا باقي ماندن كانديدايي كه مقبوليت بيشتري دارد و انصراف ديگري به نفع او_ از سوي مهندس موسوي و تاكيدش براي حضور در هر شرايطي، خاتمي روز سه شنبه بيانيه­ي انصرافش را_ البته انصراف به نفع مردم_ منتشر خواهد كرد.

 ۲- من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم

 

در همین رابطه:

خاتمی سیاسی یا اخلاقی یا هر دو؟/ باران

پایانی بر یک آغاز / محمدرضا یزدان پناه

خاتمی سیاستمداری اخلاقی با ورژن دهه هشتادی / سمیه توحید لو

خاتمی را دوست دارم / محمد معینی

پرسشهای امروز / کریم ارغنده پور

آقای میرحسین! از خودتان بپرسید

خداحافظ سید / آرش کمانگیر

خاتمی و اخلاق / هادی حبیبی

با تو ام کآمدنت هم شده حسرت، لحظه ای گوش بده/ مصطفی رسته مقدم

 

  نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 2:14  توسط  دست خیال  | 

جناب آقای سید محمد خاتمی

ما وبلاگ‌نویسان امضاکننده این نامه با در نظر گرفتن مجموعه شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی امروز کشورمان، ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری جنابعالی، تداوم حضور شما در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری را نیاز کنونی جامعه ایران می‌دانیم.

 

پ.ن مهم: برای امضای این نامه، نام و آدرس وبلاگ و در صورت تمایل نام و نام خانوادگی خود را در قسمت نظرات این وبلاگ وارد کنید. امضاهای این نامه به سید محمد خاتمی و ستاد انتخاباتی ایشان ارائه می‌شود.

  نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 0:48  توسط  دست خیال 

۱- با همه­ي انتقاداتي كه به خاتمي وارد است نمي­توان نقش كاريزماتيك او و تغييرات اخلاقي و فرهنگي كه در گفتمان سياسي بخشي از حاكميت،نخبگان و توده­ي مردم ايجاد كرد و همينطور تاثيرات مثبت بين المللي ناشي از گفتمان و منش او را ناديده گرفت._ اين نوشته قصد دفاع از عملكرد دولت اصلاحات را ندارد كه مراجعه به آمار و گزارشات سي ساله به خوبي نقاط ضعف و قوتش را نمايان مي­كند._از اين منظر شايد يكي از نگراني­هاي نخبگان كه به نظر غير واقعي هم نمي­آيد همين تاثير شخصيت كاريزماتيك بر مردم باشد تا تاثير حقيقي دموكراسي.

۲- قطعا مديران موفقي در مجموعه­ي اصلاحات حضور دارند كه اگر شرايط متعادلي برقرار بود هر كدام امكان پيروزي در انتخابات و مديريت نسبتا موفق كشور را داشتند.اما شرايط پيچيده­ي فعلي را نمي­توان ناديده گرفت.شرايطي كه شانس حضور مردمِ خسته از فضاي سياست زده و شعارهايي كه صرفا نقش انتخاباتي دارند و همينطور نخبگانِ نا اميد از برقراري سيستم سياسي و اقتصادي مناسب و به تبع آن افزايش ميزان راي كانديداي اصلاحات تا مرز مطمئني كه حتي دست­هاي غيبي هم توانايي تاثير نداشته باشند را سخت مي­نمايد.از طرفي فراموش نكنيم رقيب اقتدارگرا، دور قبل و پس از تحمل چه فشارهايي وبا چه هزينه­اي پيروز ظاهري ميدان شد و تا كنون هم چه هزينه­هايي متحمل شده و قاعدتا علاقه­اي ندارد اين­همه هزينه را يك شبه بر باد ببيند.

۳- در اين شرايط چه خوشمان بيايد چه نه،متاسفانه يا خوشبختانه،همين كاريزما توانايي بر هم زدن بازي كاملا نابرابر اقتدارگرايان را داشته و _ با حفظ احترام به سايرين_ بعيد است كسي بتواند اثبات كند كانديداي ديگري با ريسك كمتر امكان گذشتن از اين موانع و شرايط پيچيده  را دارد.اين­كه چرا شرایط به­گونه­اي شده که بايد بعد از چهار سال باز سراغ خاتمي رفت يا چرا اين بيماري در سياست ما وجود دارد مساله­اي­ست كه پرداختن به آن نبايد باعث از دست دادن فرصت تاريخي مهار و كنترل اقتدارگرايي در ايران شود.به نظر هنوز هم كه هنوز است معتقد باشيم در صورت تداوم حضور مرحوم اميركبير يا زنده ياد مصدق چه خدمات مثبتي را در اين مملكت شاهد بوديم. 

۴- فارغ از اسطوره سازی و تقدس خاتمی و بر اساس واقعیات موجود جامعه اين­كه اقتدارگرايان به خوبي اين نكات را دريافته و با تمام توان سعي در بيرون كردن خاتمي از گردونه­ي رقابت را دارند مساله­اي است كه  متاسفانه هنوز بخشي از دوستان _در بهترين حالت_ به آن واقف نشده­اند.

 

  نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 0:26  توسط  دست خیال  | 

با نهايت احترام به شخصيت والاي خاتمي و موسوي:

۱- مفهوم جمله­ي "يا خاتمي يا موسوي" اين بود كه مهندس موسوي اگر نه به اندازه­ي خاتمي كه در حد بالايي نماد جريان اصلاح طلبي است.حالا كه با توجه به بيانيه­ي اخير مهندس موسوي و تاكيد ايشان بر حفظ فاصله با جريان اصلاحات و ارائه­ي گفتماني با ادبيات و شرايط 30 سال قبل و نه متناسب با اقتضائات جديد، با نمادي ديگر روبرو هستيم، به نظر، آن جمله منتفي تلقي مي­شود.

۲- مهندس موسوي يك­ماه قبل با خاتمي قرار گذاشته بود كه "چنانچه شما بياييد تحت هيچ شرايطي نخواهم آمد هر چند اگر هم نياييد معلوم نيست بيايم."احتمالا مواضع و ديدگاه­هاي جديد مهندس موسوي نسبت به آن زمان دچار تغييراتي شده كه آن قرار را كان لم يكن تلقي نموده و پس از اعلام حضور خاتمي و استقبال بي نظير مردم، حجت را براي آمدن تمام شده ديده است.لذا باز هم آن جمله­ي " يا خاتمي يا موسوي" منتفي خواهد بود.

۳- اخبار واصله از مناطق مختلف كشور حاكي از آن است كه بيانيه­ي مهندس موسوي با استقبال روبرو نشده و به گونه­اي نوع ديگري از گفتمان اصولگرايان و غيرمتناسب با نيازهاي فعلي تصور شده است.لذا در شرايط فعلي كه مهندس موسوي خود را "نه اصلاح طلب و نه اصولگرا" يا "هم اصلاح طلب و هم اصولگرا" مي­داند،به نظر _و با احترام البته_ احتمال كاهش آراي جناب كروبي و احمدي نژاد محتمل­تر خواهد بود تا كاهش چشم­گير راي خاتمي.

۴- با توجه به موارد فوق به نظر مي­رسد اعلام ورود مهندس موسوي را بايد به فال نيك گرفت و با حفظ حرمتِ اين شخصيت وارسته و اخلاقي از او استقبال كرد چرا كه هم صدايي محكم به صداهاي منتقد وضع فعلي اضافه شده كه ترفند ضد ديني و ارزشي به او نمي­چسبد و هم با حضورش _ فارغ از ماندن يا نماندن خاتمي_ بر اهميت گفتمان مترقي خاتمي افزوده مي­شود.

پي نوشت:

***از دوستان بزرگواری که پس از خواندن این مطلب قصد کامنت گذاشتن دارند تقاضا دارم کامنت سایر دوستان و جوابهای مرا قبل از کامنت گذاشتن مطالعه فرمایند.احتمالا در فهمیدن بهتر و بیشتر نوشته موثر است.***

۱-درباره ي آمدن ميرحسين موسوي/محمد علي ابطحي

۲-چرا خاتمي مي ماند؟/محمدرضا جلايي پور

۳-چرا خاتمي را به ميرحسين ترجيح مي دهم؟/سميه توحيدلو

۴-آداب حضور/ دكتر محمدرضا تاجيك

۵-مير حسين كوپن تخريب خود را اعلام كرد/جواد روح

۶-صبر مي كنيم/ محمدرضا يزدان پناه

۷-آيا مير حسن راه خود را از اصلاح طلبان جدا كرد؟/جمهور

۸-خاتمي يا موسوي؟ انتخاب اين نيست/ملكوت

۹-باز هم بي انضباطي سياسي/ايمايان

۱۰- چند نکته درباره ی اعلام حضور مهندس موسوی / کریم ارغنده پور

۱۱- آمدی جانم به قربانت ولی... / گل آقا

  نوشته شده در  چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 16:42  توسط  دست خیال  | 

شنيده­ها حاكي از اين است امروز مهندس موسوي اعلام كانديداتوري خواهد داشت.

 

پي نوشت:

۱- لطفا به هیچ چیز شک نکنید.حتی به این اعلام حضور درست پس از استقبال پرشکوه از خاتمی در سفر اخیرش.همه چیز در نهایت خوبی است...

۲- بازي جالبي­ست طنز تلخ روزگار، مملكتي را در دوراني واقعا سخت اداره كني،مشكلاتت با شخص خاص _يا شايد هم مشكلات آن شخص خاص با تو_ زبان­زد همه باشد، حدود ۲۰ سال ساکت باشي و حالا كه تصميم مي­گيري دوباره شروع كني تازه آن هم به­خاطر مردم و مملكتت و نه پست و مقام، نیروهای همان شخص خاص دور و برت را بگيرند و مديريتت كنند و تو حتي لحظه­اي به اين بازي كثيف شك نكني...

۳- چقدر اين روزها خاتمي، مظلوم است.اصرارهاي مردم... تلاش نخبگان و ... صداقت دوستان...

۴- خاتمی یا موسوی؟انتخاب این نیست

۵- میرحسین کوپن تخریب خود را اعلام کرد

۶- آیا میرحسین راه خود را از خاتمی و اصلاح طلبان جدا کرد؟ 

  نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 10:23  توسط  دست خیال 

هر چه در تاريخ بخوانيم كه سالها بعد از قتل اميركبير، تازه اعتراضاتِ برخي شروع شد، يا اين­كه صبح، بانگ درود بر مصدق بلند بود و شب، فرياد مرگ بر مصدق، تا مصداقي عيني نبينيم به درك كاملي نخواهيم رسيد.تا نبينيم برخي از نخبگان و به اصطلاح روشنفكران اين مملكت چگونه گاهي نه تنها از قافله­ي حركت اصلاحانه­ي توده­ي مردم عقب مي­مانند كه خود ترمزي براي اين حركت مي­شوند، نخواهيم فهميد چرا وقتي حدود صد سال قبل، آخوند خراساني با شجاعت تمام گفت" در زمان غيبت امام عصر، حكومت با جمهور مسلمين است" هنوز هم كه هنوز است روياي جمهوري به نظر دست نيافتني مي­آيد.و اين روزها داريم مي­بينيم.

يك روز مي­گويند خاتمي نخواهد آمد، وقتي آمد مي­گويند ترديد دارد، وقتي معلوم شد ترديدي در كار نيست مي­گويند حرف­هاي محكمي نخواهد گفت، وقتي قاطعانه صحبت مي­كند مي­گويند به پرسش­ها كه پاسخ نداد_هر چند خود،پاسخ تمام پرسش­ها را به خوبي مي­دانند.وقتي پاسخ مي­دهد مي­گويند بين مردم پايگاهي ندارد، وقتي استقبال بي نظير مردم را مي­بينند مي­گويند فقط كاريزما است ولي برنامه­اي ندارد، وقتي اواخر فروردين 88 برنامه هايش را مكتوب اعلام كرد فكر مي­كنيد چه مي­گويند؟

منظورم اقتدارگرايان نيست كه حسابشان روشن است و شفاف و در مسير منافعشان بالاخره به "يك نفر" به عنوان فصل الخطاب ايمان دارند.منظورم برخي از منورالفكران است كه مدعي هستند فصل الخطابشان دموكراسي است و قانون و نه فقط خود كه همه را صاحب حق  مي­دانند اما آنقدر تحليل­هايشان را با چاشني مشكلات شخصي آميخته مي­كنند كه گاهي به كل به صداقتشان شك مي­كني.

روزي خواهد رسيد كه روبروي آينه بايستيم و در تنهايي خودمان از خود بپرسيم فارغ از همه­ي اين تحليل­ها ما چه كرده­ايم؟روزي خواهد رسيد كه بين روشنگران اين مملكت و توده­ي مردم خط واصلي برقرار شود؟

حق دارند كساني­كه نقش برخي نخبگان _!_ كه جز كاشتن بذر نااميدي و بدبيني نقش ديگري ايفا نمي­كنند را در تاريخ اقلا صد ساله ي اصلاحات در اين مملكت، پيچيده و مبهم مي­دانند.

 

پي نوشت:

1- اخبار سفر خاتمي به شيراز، ياسوج و بوشهر را دنبال كنيد.استقبال بي نظير مردم زلزله­ي محكمي بود براي كساني كه خوابند يا خود را به خواب مي­زنند. یاری نیوز... جمهوریت... سلام

2- دو روز قبل از سفر خاتمي، سهام عدالت را در ياسوج توزيع كني و بعد شاهد فريادهاي مردم باشي كه مي­گويند" يا مرگ يا آزادي."سونامي اول مبارك.

3- به مرور مطالبي در مورد روشنفكري، روشن­گري و نقش نخبگان در مسير روشنگري جامعه خواهم نوشت.

  نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 21:11  توسط  دست خیال  | 

اين بويي كه استشمام مي­كني از آلودگي هوا نيست.بوي كباب است.كباب آدميزاد مي­پزند.

نه، آشويتز نيست اينجا.كوره­هاي آدم سوزي هيتلر نيست.اينجا خانه­ي ملت است... بنياد شهيد است... نهاد رياست جمهوري­ست...دانشگاه است...و در روزهايي كه خوشی مردم سرزمینم روز به روز بیشتر می شود ­، چند نفر معتاد، هوس بازي " نان بيار كباب ببر" به سرشان زده.

بعد از افاضات رئیس خانه ی ملت _!_ اين­بار اما نوبت بادامچيان _ عضو ارشد هيئت موتلفه_  بود تا با سخنانش بار ديگر فضا را عطرآگين كند: نمي‌ميرند، معمولاً درمان می‌شوند... ممکن است مربوط به بازي سياسي باشد، مثل بازي سياسي که الان توي مجلس در جريان است. بعضي از آقايان اصلاح طلب پشت تريبون همه را متهم می‌کنند...

حضرت آقا! متاسفانه آن"معمولا" كه گفتي اين بار جواب نداد و آن انسان_ به قول شماها آن معتاد_ حالا درمانش را با کوچ به آن دیاری تجربه كرد كه اگر باشد حساب امثال شما با كرام الكاتبينش است.ديگري روي تخت بيمارستان با مرگ مغزي دست و پنجه نرم مي­كند و ديگري­هاي ديگر... اما تو را چه باك؟ نه سنگيني خط فقر را بر شانه­ات احساس مي­كني و نه زير نگاه­هاي سنگين خانواده، شرمنده از ناتواني در تهيه­ي بديهي­ترين نيازهاي زندگي، كمرت خم مي­شود.سربازان پادگان سياست هم كه همه جا نگهبان تو و دوستانت هستند و در اين انجام ماموريت حتي از استخوان­هاي باقيمانده­ي فداكارترين و گمنان­ترين­هاي اين مملكت هم نمي­گذرند.

 آسوده باش حتي اگر آتش قدرت طلبي هم مسلكانت هر روز قرباني جديدي طلب كند... آسوده باش.

 

پي نوشت:

۱- دست خیال در پرشین به روز است با یک شعر

۲- چقدر دردآور است، مملكتي را در دوراني واقعا سخت اداره كني،مشكلاتت با شخص خاص _يا شايد هم مشكلات آن شخص خاص با تو_ زبان­زد همه باشد، سالها سكوت منتقدانه داشته باشي و حالا كه تصميم مي­گيري دوباره شروع كني تازه آن هم به­خاطر مردم و مملكتت و نه پست و مقام، نیروهای همان شخص خاص دور و برت را بگيرند و مديريتت كنند و تو حتي لحظه­اي به اين بازي كثيف شك نكني...

۳- سايت جمهوريت امروز نوشت: شب گذشته در مدرسه فیضیه و اطراف حرم حضرت معصومه «س» در شهر قم اعلامیه هایی نصب شده است که طی آن نویسندگان این اعلامیه خواستار رسیدگی به جرائم سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق شده اند و تقاضای محاکمه وی را مطرح کردند.

۴- نامه ي سرگشاده ي اسحاق جهانگيري به رئيس دولت نهم

۵- نامه ي محرمانه ي اوباما به مدودوف

۶- تلاش براي ممانعت از سخنراني خاتمي در حرم شاهچراغ  و... مصلای یاسوج

۷- از اين­همه اخلاص و تواضع به وجد نمي­آييد؟کرباسچی:حاضرم كفش هاي كروبي را واكس بزنم.

۸- مهندس موسوي در داشگاه تهران:در نبود آزادی که حق ذاتی مردم است به سمت عدالت رفتن حرکت بسیار دشواری است... روحانیت نباید دولتی شود و استقلال خود را از دست بدهد و تحت تاثیر قرار بگیرد... بی توجه به عزت مردم ایران نمی توان به فکر عزت مردم لبنان و غزه بود.

  نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 19:7  توسط  دست خیال  | 

اقتدارگرايان براي استمرار حضورشان در دانشگاه­ها به روزنه­اي نياز دارند تا هر زمان اراده كردند خود را به صاحب­خانه تحميل كنند. و چه دردآور است آن­چه بازيچه­ي دست­شان شده همان شهيدي­ست كه در دفاع از آرمانهايش سينه چاك مي­كنند و كفن مي­پوشند.همان شهيدي كه روزگاري جان شيرينش را داد تا جان شيرين­مان آرام بماند.حالا همين چند استخوان باقيمانده­اش هم قرار است در اين بازي تلخ روزگار، شهوتِ قدرتِ گروهي بي غيرت را ارضا كند.

تو باور مي­كني اويي كه رفت تا هوطنانش آسوده بمانند و به اجبار، ميزبان يكي از عقده­اي­ترين ديكتاتورهاي زمانه نشوند حالا به اجبار و از روي عقده­ي گروهي قدرت طلب، مهمان تحمیلی دانشگاه و ميدان و پارك و كوه و ... شود؟يعني شانِ فداكاري­ آنها پخش كردن باقيمانده­ي وجودشان است در غبارِ غم­بار شهر؟ يا شايد هم قصد آن است "تابوتِ يادشان" بر دوشمان بدرقه شود؟

 

پي نوشت:

هيچ پيوند خبري ذكر نمي­كنم تا اين پست اداي دِين ناچيزي باشد به تمام هموطنان غيوري كه فداكارانه و بدون هيچ چشم­داشتي و فارغ از هرگونه قيد و بند سياسي براي مملكتشان، عزيزترين هديه­ي خداوند را ايثار كردند. همان­ها كه آن ­روزها چه ساده احساسات­شان به بازي گرفته شد تا حالا و هر روز آقاها و آقازاده­ها... تا سربازان پادگان سياست و حجره داران بازار قدرت ...  تا قدرت طلبي تشنگان مقام و ثروت ... تا حربه اي براي اسلامي شدن ظاهر جامعه و در اصل ابزار كنترل ...

  نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 22:9  توسط  دست خیال  | 

چند سال پيش در يكي از معتبرترين فروشگاه­هاي زنجيره­اي كشوري كه بنا به دلايل امنيتي نامش را نمي­بريم اتفاق جالبي رخ مي­دهد.

رئيس هيئت مديره بنا به دلايلي كه هنوز نامعلوم است تلاش مي­كند فرد مرموز و غيرمعروفي به سمت مديريت پشتيباني و خدمات فروشگاه منصوب شود. شخص مزبور كه از اين پس او را با نام آقاي ايكس مي­شناسيم، پس از انتصاب، فعاليتهاي تبليغاتي خودش را براي ارتقا به سمت مديرعاملي آغاز مي­كند.اين فعاليت­هاي عوام فريبانه باعث جذب بخشي از پرسنل فروشگاه و همينطور بخشي از خريداران مي­شود تا جايي­كه بالاخره به اين شغل دست مي­يابد.(توجه كنيد سمت مديريت عاملي حاصل راي گيري از پرسنل و خريداران است.)

پس از مدتي تازه اختلافات بخشهايي از پرسنل كه براي آقاي ايكس به آب  وآتش زده  و از هر روشي استفاده كرده بودند، آشكار شده و  مدتي بعد هم معلوم مي­شود آقاي ايكس در زمان تصدي مديريت خدمات و پشتيباني مبلغي كه به پول ما حدود سيصد ميليارد تومان مي­شود را به گونه­اي مرموز و بدون داشتن سند خرج كرده.بعد از سپري شدن مدتي ديگر باز هم معلوم مي­شود آقاي ايكس در دوران مديرعاملي­اش هم مبلغي كه به پول ما حدود هزار ميليارد تومان مي­شود را ناپديد نموده است.با گذشت چند سال از مديريت عاملي آقاي ايكس تازه مشكلات ايجاد شده و نابساماني و ركود اقتصادي اين فروشگاه و نارضايتي پرسنل و توجه خريداران به ساير رقبا و چشم­انداز وحشتناك آينده به­صورت شديدي عيان شده است.از طرف ديگر با توجه به پشتيباني شديد رئيس هيئت مديره و تزريق نقدينگي ناشي از ساير فعاليتها به اين فروشگاه براي حفظ مديريت آقاي ايكس اين تصور كه فروشگاه ورشكست شود چندان واقعي به نظر نمي­رسد.

به نظر شما مقصر اصلي اين وضعيت كيست؟

۱- رئيس هيئت مديره

۲- آن عده از پرسنل كه وعده­هاي آقاي ايكس فريبشان داده

۳- آن عده از خريدارن كه با شگردهاي تبليغاتي آقاي ايكس بمباران شده بودند

۴- مديران عامل قبلي كه نتوانسته بودند مشكلات فروشگاه را كاملا حل كنند

۵- توقعات و انتظارات بيش از حد و غير واقعي پرسنل فروشگاه

۶- توقعات و انتظارات بيش از حد و غير واقعي خريداران

۷- آن عده از پرسنل و خريداران كه وقوع چنين روزهايي را پيش بيني مي­كردند ولي ترجيح داده بودند سكوت كنند.

۸- آن عده از خريداران كه وقوع چنين روزهايي را پيش بيني مي­كردند و به اميد ورشكستگي اين فروشگاه سايرين را به پشتيباني آقاي ايكس ترغيب مي­كردند.

 

پي نوشت:

۱- قسم حضرت عباس يا دم خروس:درخواست دولت نهم از تركيه براي كمك به ارتباط با آمريكا

۲- اگر حوصله داريد اين مقاله­ي سايت رجا نيوز _ حامي  دولت نهم_ را بخوانيد:تغيير، نسخه ي آمريكايي براي انتخابات ايراني

۳- پلمپ انجمن اسلامي دانشگاه اصفهان در پي سخنراني دكتر مجتهد شبستري ... جوابیه ی استاد... متن سخنرانی استاد... خبرنامه انجمن اسلامی داشنگاه اصفهان

۴- خط فقر به 800هزار تومان رسید.

۵- بهاي گزاف اختلاف با ارشاد دولت نهم

۶- نوجوان 16 ساله پس از شكنجه جان باخت.

۷- موجودی صندوق ذخیره ی ارزی منفی است.

۸- خانم فياض بخش: عادي شدن روابط زن و مرد يك آسيب اجتماعي است.

  نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 15:47  توسط  دست خیال  | 

۱- منتقدينِ غير وابسته به جناح راست كه در دو-سه سال اخير نسبت به عملكرد دولت نهم ابهامات و انتقاداتي مطرح مي­كردند معمولا توسط اين جناح با تعابيري همچون: ناراحتي نسبت به موفقيت­هاي دولت، سوء استفاده از مشكلات طبيعي كه در هر دولتي هست، مغرض بودن، عنصر وابسته و ... نواخته مي­شدند و مي­شوند.

۲- در يك سال اخير، برخي شخصيت­هاي جناح راست كه نه ناكامي اصلاح طلبان را مي­ديدند و نه نقش مورد انتظارِ خود، در تصميم­گيري­هاي دولت به آنان محول مي­شد، بر آن شدند تا با چرخشي ناگهاني و طبق معمول بدون نياز به ارائه­ي توضيح و توجيه، در عرصه­ي انتقاد از دولت نهم گوي سبقت را از ديگران ربوده و به چهره­اي خبرساز در اين زمينه بدل شوند؛ باشد كه آب رفته را به جوي بازگردانند.

۳- جالب­تر آنكه در چند ماه اخير و با مشاهده­ي علائم ائتلاف اصلاح طلبان و پيروزي در انتخاب پيش رو، باز هم طبق معمول، ناگهان و بدون نياز به ارائه­ي هيچ توضيحي فتيله­ي انتقاد از دولت توسط جناح راست پايين كشده شد.سخناني نظير" براي پيروز نشدن اصلاح طلبان اجماع خواهيم كرد" يا " با حضور خاتمي تمام اصولگرايان پشت سر احمدي نژاد قرار خواهند گرفت"  و يا تعريف و تمجيدهايي كه اخيرا از موفقيت­هاي بي­نظير دولت نهم بیان مي­شود را كم و بيش مي­توان حتي از تشكل­هاي دست چندم جناح راست هم شنيد.

۴- با ترسيم نمودار رفتاري جناح راست در برابر انتقادات از دولت نهم به نمودار پلكاني خواهيم رسيد شامل سه مرحله­ي توهين به منتقدين غیر وابسته، خودانتقادي شديد از دولت و مجددا توهين به منتقدين و تعريف و تمجيد وافر از دولت.

حال اگر چند روز بعد باز هم شاهد انتقادات عجيب و غريب اين جناح از دولت بوديد و بعد از چند روز باز هم تعريف و تمجيد شنيديد، تعجب نكنيد.وقتي به قول بزرگ اين جناح، هدف وسيله را توجيه كند، هيچ رفتاري عجيب نخواهد بود.راستي شما نقشي از صداقت و پايبندي به اصول اخلاقي در اين ميان مي­بينيد؟

 

پي نوشت:

*** وفات پیامبر رحمت و شهادت امام حسن و امام رضا تسلیت***

* تا شنبه نيستم.از دوستاني كه نمي­توانم اين چند روزه از مطالب خوبشان استفاده كنم معذرت مي­خواهم.

۱- خاتمي در نخستين سفر خود به شيراز مي­رود.

۲- طي ماه­هاي اخير حدود 14 نفر از اعضاي شوراي مركزي اعتماد ملي در راستاي حمايت از خاتمي، استعفا داده­اند.

۳- امروز در خبرها از قول وزير محترم ارشاد خواندم:توفيقات دولت نهم فراتر از آن چيزي­ست كه در رسانه­ها بازتاب پيدا كرده و اگر آهنگ كنوني خدمتگزاري حفظ شود عجيب نيست كه رسيدن به اهداف چشم­انداز 20 ساله پيش از موعد محقق شود!

۴- لطف دولت عدالت پرور  و مجلس خدمتگزار: ماهانه 22هزار تومن به 5 دهك اول جامعه به عنوان يارانه­ي نقدي.

۵- سایت جمهوریت نوشت:گفته می شود در پی افشای کامل برنامه های دولت برای چگونگی به میدان آوردن مردم برای استقبال از سفر احمدی نژاد به استان یزد، استاندار این استان شدیداً توبیخ شده است. وزیر کشور با توبیخ استاندار به او اعلام کرده است باید عواملی که دستورالعمل های دولت در خصوص سفر احمدی نژاد به یزد را افشا کرده اند، شناسایی و مجازات شوند.

۶- استقلال،پرسپوليس و انتخابات

۷- علت فیلترینگ سایت یاری و بيانيه ي گروه ياري درباره ي فيلترينگ سايت

۸- كاگزارن عليرغم مخالفت دبيركل خود از خاتمي حمايت مي كند ... کرباسچی از کارگزاران قهر کرد ... كرباسچي رياست ستاد كروبي را به عهده گرفت.

۹- اختلاف در روزنامه ي اعتماد ملي بالا گرفت.

۱۰-عضو هيئت موتلفه: زندگي احمدي نژاد مانند يوزارسيف است .

۱۱-خودسوزي در دانشگاه تهران

  نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 21:30  توسط  دست خیال  | 

* شهرت بيشتر برازنده­ي مردگان است.لباس عاريه­اي است كه به تن زندگان مضحك مي­نمايد.

* براي اولين بار احساس مي­كردم كه من هم نقشي در زندگي ايفا مي­كنم.كساني بودند كه به من نياز داشتند.كساني كه مرده­اند و كساني كه هنوز زنده­اند.

* آيا كسي مي­تواند جاي مرا پر كند؟جاي مرا؟فكرم را، دلواپسي­هايم را، دلتنگي­هايم را و ... عشقم را؟

 

چند جمله­ي كوتاه از رمان " زماني كه يك اثر هنري بودم" نوشته­ي اريك امانوئل اشميت كه پيشنهاد مي­كنم مطالعه كنيد؛ رماني غير متعارف و آميزه­اي از روايت كلاسيك و مدرن با ته مايه­اي فلسفي و انتقادي كه به هويت انساني در اين جهان آشفته­ي بي سامان توجه دارد.اين­كه در نهايت انسان بايد بعد از طي طريق، به اصل خود بازگردد.

 

پي نوشت:

۱- چند روزي كامپوتر و اينترنتم دچار مشكلات فني بود كه به نظر برطرف شده باشد.

۲- نتایج نظرسنجی های انجام شده در قم و شهر ری: خاتمی ۶۴ و ۶۵ درصد.

۳- در پي تحمل و سعه صدر فراوان دولت محترم، سايت ياري نيوز (پوشش دهنده اخبار مرتبط با خاتمي)هم فيلتر شد.

۴- سیدمحمد خاتمی: خود را چسباندن به رجایی و خلاف رویه او حرکت کردن، اهانت به این شهید است

۵- فاطمه رجبی:اصلاح‌طلبان تروریست‌اند و خاتمی-مهره سوخته آمريكا- ارزش ترور توسط مومنان را ندارد .

۶-دكتر عليرضا رجايي- از فعالان ملي مذهبي-: مشكلات اصلاحات را به خاتمي تقليل ندهيم.

۷- این پست را بخونید:از اسفند 78 تا اسفند 87

  نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 14:22  توسط  دست خیال  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM