تبليغاتX
دست خیال
  header
 

شگفتا که کسانى به بهانه  رستگاری مردم ، گاه بر اندیشه و اراده آدمیان لجام زده اند وآزادی آنان را سرکوب کرده اند و گاهى دیگر رستگاری را در برداشتن هر گونه لجامى از کام هوس سیری ناپذیرانسان و قربانى کردن عقل و عشق در پای معبد هوس تفسیر کرده اند.گاه به نام آزادی ، عدالت پایمال شده است و گاه دیگر به بهانه عدالت ، آزادی  از میان رفته است و در نتیجه بشر ، هم از آزادی عادلانه و هم از عدالت آزادانه محروم مانده است.

البته تا وقتى زورمندان کم خرد این امکان و قدرت را داشته باشند که در لحظه یى کوتاه ، گل و لبخند و امید درخت را با تیغ بلاهت و قساوت از چهره زمین پاک کنند، باید جشن پیروزی نهایى کلمه بر شمشیر را به  تاخیر انداخت . قرن گذشته علاوه برجلوه های خشونت و انسان آزاری استعمار قدیم و بیداد بى همانند میراث خواران جدید آن ، قرن ظهور و سقوط حکومتهای توتالیتر نیزبود. امید است قرن آینده قرن نظام ها حکومتهایى باشد که زور و خشونت را تقدیس نکنند و باطن قدرت سیاسى ، محبت و عدالت باشد به  گونه ای که گفت وگوی تمدن ها مظهر و مجلای آن باطن باشد

بخشهایی از سخنان سید محمد خاتمی در سازمان ملل(پیشنهاد سال گفتگوی تمدنها)

  نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 13:5  توسط  دست خیال 

بعد از گذشن سه ماه باز هم حضور میلیونی هموطنانت را ببینی با نمادهای سبز، انرژی مضاعفی می­گیری و امید باز هم در رگهایت بیش از گذشته جاری می­شود.راهپیمایی روز قدس از دو منظر برایم اهمیت داشت _ به غیر از حضور گسترده و بی­هراس جنبش سبز در بیشتر شهرها و همینطور حضور سران جنبش:

۱- شعارهایی که به وضوح نشان از افزایش خواسته­های مردم از بحث تقلب در انتخابات به مسائل دیگر دارد. در این میان وظیفه عقلای جناح راست بیشتر از گذشته اهمیت می­یابد چرا که اگر نسبت به این خواسته­ها همانند خواسته­های روزهای نخست بعد از انتخابات بی تفاوت بمانند با این روند ... و بعید می دانم عقلایشان به این سه نقطه راضی باشند.

۲- هتاکی آشکار به سران جنبش نیز از این جهت قابل اهمیت است که نوکران دولت کودتا به صراحت، نقاب از چهره برداشته و بدون توجه به اصول قانونی و شرعیِ مورد ادعایشان، ترمز بریده به پیش می­روند و این یعنی در آینده شاهد حرکت­های تندتر دیوانگان دولت کودتا خواهیم بود.این حرکت­های افراطی لزوم دقت بیشتر جنبش سبز را می­طلبد.به قول رئیس جمهور منتخب مردم ایران مهندس موسوی مراقب باشیم تا با سقوطشان آسیبی به ما نرسانند.

پی نوشت:

۱- دلم برای تنهایی بعضی­ها می­سوزد... هر که باد بکارد، طوفان درو می­کند.

۲- تولد رئیس جمهور منتخب مردم ایران مهندس موسوی را در اینجا تبریک بگویید.

۳- از دوستان خوبم که این روزها به دلیل مشکلات بلاگفا قادر به خواندن مطالب خوبشان نبودم پوزش می­طلبم.در صورت تداوم مشکلات بلاگفا، دست خیال را در بلاگ اسکای و بلاگ اسپات جستجو کنید.

  نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 13:12  توسط  دست خیال  | 

* بخشي از نامه جديد آيت الله منتظري به علماي نجف و قم و ...:

از افراد با سابقه در انقلاب از طريق نامه ،‏ ‏ايميل و يا حضورا به من مى‎گويند: حاكميت دينى كه شما وعده آن را به‏ ‏مردم مى‎داديد و ولايت فقيه را مجرى آن مى‎دانستيد و مى‎خواستيد آن را‏ ‏به پا داريد همين است كه امروز ما آن را مشاهده مى‎كنيم ؟ ... ‏اكنون در مقابل مردم آگاه‏ ‏ايران به خاطر ستم هايى كه تحت اين نام و عنوان بر آنان مى‎رود احساس‏ ‏شرمندگى كرده و خودم را در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل‏ ‏خون هاى ريخته شده شهداى عزيز و تجاوزات به حقوق مردم بيگناه‏ ‏مورد عتاب مى‎بينم ...  كارهاى خلاف شرعى كه‏ ‏خلاف اهداف اوليه انقلاب هم مى‎باشد و به نام دين و مذهب انجام‏ ‏مى‎گيرد از مصاديق بارز بدعت است.بدعت منحصر به تشريع و وارد‏ ‏كردن رسمى حكم غير دينى در دين نيست، بلكه شامل هر كار خلاف‏ ‏شرعى كه به نام شرع و مذهب انجام گردد نيز خواهد بود ...  مردم مى‎گويند: اين‏ ‏ظلم ها و حق كشى ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است ، چرا مراجع محترم و‏ ‏علماى دين كه حافظ دين و مذهب و حصن اسلام و شريعت و مدافع حقوق‏ ‏مردم و مبين احكام شريعت و از جمله امر به معروف و نهى از منكر و‏ ‏اظهار مخالفت با خلاف ها و بدعت ها هستند، در مقابل اين همه بدعت ها و‏ ‏كارهاى خلافى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود به پيروى از دستور‏ ‏پيامبر اسلام (ص ) اظهار علم و مخالفت صريح با بدعت ها نمى كنند؟... براى انسان اقرار به اشتباه ننگ نيست ، زير‏ ‏بار حق نرفتن ننگ است .

* بخشي از نامه جديد كروبي به مردم:

خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است ... و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد ... مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ ... وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است ... من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم...

  نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 17:43  توسط  دست خیال  | 

ای خدای خرد و فضیلت! به صدق سینه مردان راستگو و به آب دیده پیران پارسا دعای ما را هم با دعای سحرخیزان و روزه داران و عابدان و صالحان همراه کن  و شکوه دردمندانه ما را بشنو و بر سینه های بریان و چشم های گریان ستمدیدگان رحمت آور و بیش از این خلقی را پریشان و خروشان مپسند. دوستان خود را به دست دشمنان مسپار و خرد و فضیلت را از اسارت این نامردمان به در آر.

باد را بگو تا خیمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ریشه بیداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر این قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذیلت ظالمان را به گلزار فضیلت عادلان بدل کنند.

بخشی از نامه جدید دکتر سروش

  نوشته شده در  جمعه 20 شهریور1388ساعت 0:44  توسط  دست خیال 

بهار ۷۶ بود و ما اوج فعاليت­هاي دانشجويي را تجربه مي­كرديم.خاتمي در مسجد اعظم قم مورد حمله قرار گرفته بود و سيد هادي خامنه­اي( يا شايد محتمشي پور) در مسجد محمديه قم با پرتاب مُهر نماز پذيرايي شده بود.با دوستان اصولگرايي كه اين روزها بخشي از نيروهاي نسبتا موثر اصولگرايان منتقد قم هستند بحث مي­كردم كه اين روش­ها نهايتا به نزديكان شما هم خواهد رسيد اما دريغ از گوش شنوا.آن روزها شايد آنان به ظاهر با آن توهين­ها مخالفت مي­كردند اما هم ما و هم خودشان به خوبي مي­دانستيم كه در قلبشان چه جشني برپاست.حالا و اين روزها همان­ها دارند ثمرات آن جشن­هاي قلبي و لبخندشان بر كفن­پوشان را مي­بينند؛ديگر حتي روحانيون شاخص اصولگرا اما منتقد  هم از تير كين نوكران كودتا در امان نيستند.اما اين روزها هم پايان ماجرا نيست كه تازه شروعي­ست براي حذف هرآنچه اطاعت محض از نمايندگان خودخوانده­ي خدا را بر نمي­تابد؛ از نيروهاي سياسي خط امام گرفته تا مراجع مستقل تا روحانيت روشنگر و روشنفكر تا احزاب سياسي آزاده حتي روحانيت اصولگرا اما كمي مستقل.و البته در پايان، روزي سراغ آنكه خوب مي­دانيم كيست هم خواهند رفت.ـ کالبد شکافی و بررسی چیستی و چرایی این جریان التقاطی بماند برای پستهای بعدی.

براي آنانكه با لجبازي يا خباثت دارند به ظلم ياري مي­كنند، همان­ها كه حتي دهان مردم را هم بو مي­كشند مبادا " الله اكبر" گفته باشد حَرَجي نيست اما اميدوارم آناني­كه از نگراني حفظ نظام چشمشان را بر واقعيت مي­بندند و گوششان را مي­گيرند تا صداي واقعيت را نشنوند بدانند انتهاي اين مسير، نابودي خودشان است و آن نظامي كه برايش نگرانند.

نه براي اين و تاكيد مي­كنم اين جمهوري ـ یا بهتر است بگوییم حکومت ـ اسلامي دلم مي­سوزد و نه حتي براي اسلام نگرانم كه خداي اسلام خود مي­داند چگونه حفظش كند.آنچه نگرانم مي­كند از بين رفتن زيرساخت­هاي اخلاقي، فرهنگي و اقتصادي كشور است.رويش نسلي جديد كه با توحش هر چه تمام­تر جنايت مي­كند و با توسل به ابزار زر و زور و تزوير يكه تازي­اش را به رخ مي­كشد شايد امروز براي عده­اي ابدي و غيرقابل شكست بنمايد _ كه نيست و كمي خواندن تاريخ لازم است تا بدانيم قويترين ديكتاتورها هم رفتني­اند_ اما  اين رويش وحشيان جديد و نهايتا پس از مدتي سقطوشان مطمئنا آسيب­هاي جدي به زيرساخت­هاي كشور وارد خواهد كرد.مساله ای که هیچ کسی از آن سودی نخواهد برد.

پرانتز:

۱- تا قبل از جنايات اخير، با حاميان قرائت رسمي دين _ هر چند به سختي اما_ مي­شد به زبان نسبتا مشتركي براي بحث رسيد اما اين روزها چگونه مي­توان با آناني كه ظلم را مي­بينند ولي دفاع مي­كنند يا حتي سكوت مي­كنند به كلامي مشترك رسيد؟حاميان كودتا را اين روزها ۴ گروه مي­دانم و هم از اين روست كه جوابي هم به سخن­پراكني­هاشان نمي­دهم كه مي­دانم دنبال جواب نيستند:۱)ساده­دلاني كه وعده­هاي دروغين را باور كرده­اند.۲)مدافعاني كه از سر ترس و نگراني براي نظام سكوت كرده­اند.۳) لجبازاني كه مي­دانند واقعيت چيست ولي غرورشان اجازه نمي­دهد واقعيت و اشتباهشان را بپذيرند.۴) نوكراني كه هيچ چيز جز ثروت و قدرت برايشان مهم نيست و اصولا نوكري بخشي از ذاتشان شده است.

۲-نمي­دانم چرا اين روزها هر چه سيماي غير ملي چهره­ي معصوم و دوست داشتني شهاب الدين طباطبائي را نشان مي­دهد كه دارد نمايشش_ بخوانيد اعترافش_ را اجرا مي­كند بيشتر عاشقش مي­شوم.

۳- آقای مهدوي كني به رئیس جمهور منتخب مردم ـ مهندس موسوی ـ پیشنهاد کرده سيره امام حسن(ع) در جريان صلح با معاويه را پیش بگیرد.کسی می داند منظور ایشان از معاویه چه کسی بوده؟

  نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 22:11  توسط  دست خیال  | 

برای دانلود آهنگ جدید استاد شجریان به این آدرس مراجعه کنید:تغمه های ماندگار

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

  نوشته شده در  جمعه 13 شهریور1388ساعت 2:17  توسط  دست خیال 

هفتاد سال قبل، تروفیم لیزنکو، رئیس فرهنگستان علوم استالین، طی نوشته ای اعلام کرده بود: " علم ژنتیک توطئه امپریالیسم علیه سوسیالیسم است." و امروز، علوم انسانی ...

پی نوشت:چند پست اخیر وبلاگ دوست خوبم مهرداد قربانی را بخوانید.مصاحبه جالبی است با مهندس توسلی و همینطور مطالبی در مورد ترور شهید رجایی و گزافه گوییهایی که این روزها برخی چسبندگان به اصول نسبت به بهزاد نبودی مطرح می کنند... این نطق آقا بهزاد را هم در ماجرای تحصن نمایندگان مجلس ششم بخوانید تا ببینید کینه دولت کودتا ریشه دار تر از این حرفهاست(ممنون از خانم موسوی بابت این لینک خبری).کامنتی هست در پست قبلی به نام "مژی" شعر بسیار زیبایی است از دست ندهید و همینطور وبلاگش را.

  نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 23:20  توسط  دست خیال  | 

هرگونه مسئوليت شعر ذيل به عهده مرحوم ميرزاده عشقي است.ضمنا هر گونه تشابه در اسامي افراد و اماكن و موضوعات مبتلابه كاملا اتفاقي بوده و اصلا ربطي به تكرار تاريخ ندارد!

جان پسر، گوش به هر خر مکن                  بشنو و باور مکن

تجربه را باز مکرر مکن                               بشنو و باور مکن

مملکت ما شده امن و امان                        از همدان تا طبس و سیستان

مشهد و تبریز و ری و اصفهان                     شُشتر و کرمانشه و مازندران

امن بود، شِکوِه دگر، سرمکن                      بشنو  و باور  مکن

یافته اجحاف و ستم خاتمه                        نیست کسی را ز کسی واهمه

هست مجازات برای همه                          حاکم مطلق چو بود مَحکمه

محکمه را مسخره  دیگر مکن                      بشنو و باور مکن

نسخ شد آئین ستم­گستری                      هیچ دخالت نکند لشکری

در عمل مذهبی و کشوری                        نیست به قانون شکنی کَس جَری

شکوه سپس بر سر منبر مکن                   بشنو و باور مکن

صحبت جمهوریت از بین رفت                      غصه مخور این نیت از بین رفت

فرقه بی تربیت از بین رفت                         زمزمه عاریت از بین رفت

خاطر آسوده مکدر مکن                             بشنو و باور مکن

نیست بر این ملت یک لا قبا                       فکر اجانب پس از این رهنما

هست دگر موقع صلح و صفا                      نیست زهم دولت و ملت جدا

واهمه از توپ شبندر مکن                          بشنو و باور مکن

تکیه دولت همه بر ملت است                     ملت از آن، حامی این دولت است

لندن از این حادثه در حیرت است                 مسکو از این واقعه در زحمت است

دولت حقه است، فغان سر مکن                  بشنو و باور مکن

  نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت 21:56  توسط  دست خیال  | 

بگذار در اين خيال باطل سير كنند كه همه­ي اين نمايش­ها موثر بوده، بگذار سرخوشانه در روياي پيروزي غوطه­ور شوند تا زماني به خود آيند كه در مرداب فسادشان دست و پا مي­زنند.اين سنت خداست كه به ظالمان فرصت مي­دهد تا سياهي پرونده­شان را بيشتر و بيشتر كنند.

  نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 16:44  توسط  دست خیال 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM